قاب نگاه سرد مرا بشكن و بريز
امشب تمام درد مرابشكن وبريز
بردار وهر چه هست به دستت بگير وباز
تنديس دوره گرد مرا بشكن و بريز
بگذار پا به عرصه ديوانگي من
ابليس رهنورد مرا بشكن و بريز
بشكن- بريز ورنه دلم تنگ مي شود
حس فراشگرد مرا بشكن و بريز
امشب نه ! هرچه خواست دلت بعدها بگو
حتي سر نبرد مرا بشكن وبريز
پيوند تازه ای بده بر حس بودنم
گلشاخه هاي زرد مرا بشكن و بريز
فردا كه شد بيا به خيال هميشگي
شعر سپيد و سرد مرا بشكن وبريز
Advertisement