قاب نگاه – اسدالله یوسفی

قاب نگاه سرد مرا بشكن و بريز

امشب تمام درد مرابشكن وبريز

بردار وهر چه هست به دستت بگير وباز

تنديس دوره گرد مرا بشكن و بريز

بگذار پا به عرصه ديوانگي من

ابليس رهنورد مرا بشكن و بريز

بشكن- بريز ورنه دلم تنگ مي شود

حس فراشگرد مرا بشكن و بريز

امشب نه ! هرچه خواست دلت بعدها بگو

حتي سر نبرد مرا بشكن وبريز

پيوند تازه ای بده بر حس بودنم

گلشاخه هاي زرد مرا بشكن و بريز

فردا كه شد بيا به خيال هميشگي

شعر سپيد و سرد مرا بشكن وبريز

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: